امیر کلام علی (ع) میفرمایند :

شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ وَتَقْطَعُ مادَّةَ الْحُجَّةِ وَتُفَرِّقُ الْفَهْمَ .

خشم شديد ، چگونگى گفتار را تغيير میدهد ؛ اساس ِ استدلال را بر هم میريزد

 و تمركز فكرى را از بين میبرد .

بحارالأنوار / ج 71 / ص 428

زمستان بهار مؤمن است


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :


أَلشِّتـاءُ رَبیـعُ الْمُـؤمِنِ یَطُولُ فیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعینُ بِهِ عَلى قِیامِهِ

وَ یَقْصُرُ فیهِ نَهارُهُ فَیَسْتَعینُ بِهِ عَلى صِیامِهِ


= = = = = = = = = = =

زمستان بهار مؤمن است، از شبهاى طولانى‏ اش

براى شب زنده دارى، و از روزهاى کوتاهش

براى روزه‏ دارى بهره مى‏ گیرد.

وسائل الشیعه: ج۷، ص۳۰۲، ح۳


   یک روز می افتد ؛

آن اتفاق خوب را می گویم ...

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛

هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...

برای دوست خدا...

از جلوی خانه ی یهودی می گذشت دید خبری از خاکستر نیست، پرسید

 پس این رفیق ما امروز کجاست که به ما سری نمی زند ...

 

منتظرت بودم...

 

شب به گلستان تنها، منتظرت بودم

باده ی ناکامی در، هجر تو پیمودم

منتظرت بودم، منتظرت بودم

---

آن شب جانفرسا من، بی تو نیاسودم

وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم

منتظرت بودم، منتظرت بودم

---

بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه

ناگه چو پری خنده زنان، آمدی از راه

غم ها به سر آمد

زنگ غم دوران، از دل بزدودم

منتظرت بودم، منتظرت بودم

---

پیش گل ها، شاد و شیدا

می خرامیدت قامت موزونت

فتنه ی دوران، دیده ی تو

از دل و جان، من شده مفتونت

در آن عشق و جنون، مفتون تو بودم

اکنون از دل من، بشنو تو سرودم

منتظرت بودم، منتظرت بودم

                                                                                                                                         محمود صناعی

من تو را در قلبم دارم...

بهانه های دنیا تو را از یادم نمیبرد مولا، من تو را در قلبم دارم نه دنیا را....

رب زدنی علما و الحقنی بالصالحین

 

:امام رضا علیه السلام فرمودند

« علم گمشده مؤمن است که در باغ ولایت پنهان گشته است،

علم قلبها را از جهل بیرون می سازد و به آنها حیات می بخشد و دیدگان را از تاریکی بیرون می آورد و به آنها نور می دمد،

علم بدنها را از ضعف و ناتوانی می رهاند و به آن نیرو می بخشد،

علم بنده را به جایگاه شایستگان و مجالس نیکان و

 درجات عالی دنیا و آخرت می رساند،

مذاکره علمی، معادل روزه داری است و تدریس علم، همسان نماز است،

به واسطه علم، پروردگار اطاعت و عبادت می شود و به واسطه علم صله رحم محقق، و حلال و حرام شناخته می شود،

علم پیشگاه عمل است و عمل پیرو آن، سعادتمندان از علم بهره

می گیرند و شقاوتمندان از آن محرومند،

خوشا به حال کسی که خداوند بهره علم را بر او حرام نکرده است.»

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطَانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَ

كُلُّ سُلْطَانِكَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِسُلْطَانِكَ كُلِّهِ

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَفْخَرِهِ

وَ كُلُّ مُلْكِكَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِأَعْلاهُ

وَ كُلُّ عُلُوِّكَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ....

 

ای امام علی دوم من

به بهانه میلاد شما مولا...

مولا چقدر خوب شد که دعای شما گرفت...چقدر خوب شد که باران گرفت...
پر من بال و بال من پر شد
پر و بالی زدم کبوتر شد
به نفس های حضرت سجاد
حالمان خوب بود و بهتر شد

روز میلاد شماست! روز جشن سیدالشهداست!
سحر پنجم عبادت بود
کوچه های خدا معطر شد
مردی از سمت ابرهای دعا
آمد و خشکی دلم تر شد

مولا نمی دونم زمین بیشتر می شناسدتون یا آسمان!؟ خوشا بحال قطعه زمینی که توی سجده های طولانی شما، نفس های گوارا و عاشقانه‌تون را دربر کشیده ؛
خوشا بحال آسمونی که دریای چشمان شما را مدتهایی طولانی به تماشا نشسته ؛

ای مناجات و ای نسیم دعا
راه نزدیک ما به سمت خدا
ای که دریا کنار تو قطره
قطره با یک نگاه تو دریا
ای امام علی دوم من
ای امام چهارم دنیا

قدومتون بر سجاده عالم، مبارک؛ چشم تمام شب های دراز، تمام بین الطلوعین ها و تمام اهالی زمین و زمان، روشن.

و چشم اباصالح المهدی بجای همه این چشم ها، به تلالو نامتون توی این عالم روشن.

با ظرافت ، خدای عز و جل
بی نظیری که آفریده تویی

 

یا ابَ الِرضا

 

شهادت امامنا الکاظم"ابُ الرضا" بر قلب نازنین مولا تسلیت باد

امام خوبیها

از صدای عبور زندانبان سایه های بلند لرزیدند

در تاريك بسته شد با خشم

سنگهاى سياه ترسيدند

باز شمعى غريب تنها ماند

در دل ظلمت‏سكوتى سرد

باز عطر نيايشى پيچيد باز نيلوفر دعا گل كرد

يك فرشته دو بال سبزش را زير پاى امام خود گسترد

اشك او را فرشته‏اى ديگر سبحه ذكرهاى پاكش كرد

از دريچه، دو چشم خشماگين آفتاب صبور را مى‏ديد

در حصار سياهى و زنجير رويش باغ نو را مى‏ديد

يك صداى غريب در جانش روز و شب مثل درد مى‏پيچيد

بر خود از سوز بادهاى شك چون درختان زرد مى‏پيچيد:

رسم رفتار با امام اين نيست با امام، اين امام خوبى‏ها آسمان بلند مهر و عشق ساحل بى‏كران خوبى‏ها

ناگهان دستهاى زندانبان از نگاه امام لرزيدند در دلش نور توبه جارى شد چشمهايش به گريه خنديدند.

مهدى الماسی

 

یا امیرالمومنین یا ذالکرم

 

دوش رفتم به دیر نصرانی

تا مگر وارهم ز حیرانی

 

محفلی بود خالی از اغیار

روشن و با صفا و نورانی

 

عطر عود و عبیر و مشک و گلاب

بزم را کرده بود روحانی

 

شمع با حالتی برون از وصف

بود سرگرم گوهر افشانی

 

مطرب خوش نوای خوش آهنگ

راه دل میزد از خوش الحانی

 

ساقی دلربای زیبا روی

داشت بس عشوه های پنهانی

 

آخر آن ماهروی سلسله موی

دل ربود از کفم به آسانی

 

از کجایی چه مذهبی داری

گفت با من کشیش نصرانی

 

گفتمش عاشقی است مذهب من

گر چه دارم سر مسلمانی

 

آتش من ببین و آبی ده

وارهانم از این پریشانی

 

داد جامی به دست من که بنوش

تا رهی زین حجاب جسمانی

 

جام را در کشیدم و گشتم

فارق از این سرای ظلمانی

 

چون شدم مست گفت در گوشم

نکته ای از نکات پنهانی

 

که به انجیل نام او بِریا است

جان فدای علی عمرانی

 

که علی دست قادر ازلی است

رشته ماسوی به دست علی است

 

 

یا لطیف

 


  

«دخترم، کسی که بر تو درود بفرستد، خداوند او را می آمرزد و او را در بهشت، در هر کجا که باشم، به من ملحق می‌کند». 

سلام بر تو، که روشنایی و نور، تسبیح تو را می‌گویند و آب و آبشار، زلالی اشک‌های تو را زمزمه می‌کند!
سلام بر تو، ای غربت درخشنده شب‌های علی!
سلام بر تو، ای تبسم کوچیده از لبان علی!
سلام بر تو، که تمام فرشته‌ها، فدایی نام تو هستند!
سلام بر تو، ای هانیه، حورا، عذرا، سلام بر تو «ام ابیها»!
سلام بر تو، که زهرایی و شکفتن شکوفه‌های نور، با دست‌های پیوسته تو میسّر است و زمان و مکان با بودن توست امکان پذیر!
سلام بر تو، که اولین کلمه‌ای که تو را توصیف کرد، نور بود و آخرین کلمه‌ای که تو را دریافت، آتش اشتیاق!
سلام بر تو، ای یادگار روزهای تنهایی پدر و ای شاهد روزگار تنهایی علی!
سلام بر تو، ای صداقت سیال و ای دریای پهلو گرفته در ساحل دریای علی!
هزار پنجره تبسّم، نثار ایثار تو!

خدا تو را از من نگیرد..

نه قاصدی که از من آرد گهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد گهی برای من پیامی
بهار من گذشته شاید..

 

مولا علی جان

پاسخ بي نظير امير المومنين به سوال علم بهتر است يا ثروت...

جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی(ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد...

ادامه نوشته

یا علی مدد

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی‌بن‌ابیطالب

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد..

آنچه از محرم آموختم 3

*****

با تشکر از عزیزم ن.ص

 

*****

با تشکر از و.پ عزیز

*****

 با تشکر از ف.پ عزیزم

 

ادامه نوشته

علی ای عشق بی پایان

سی ثانیه نعوذ بالله، نعوذ بالله یه سی ثانیه به خودت عرضه کن اگر عشق و محبت و نمک علی‌بن‌ابیطالب توی دل من و تو نبود چه دنیایی داشتیم؟

یه لحظه حس کن تو این دنیا اگر علی مال من و تو نبود، اگر توی این عالم من و تو علی رو نداشتیم، دنیای بدون علی رو...

 بدون اسم خشک و خالی‌اش رو دارم می‌گم ها یه لحظه تصور کن، سی ثانیه، سی ثانیه ...

دنیای بدون علی، دنیای بدون حسین، دنیای بدون مهدی رو یه لحظه تصور کن! تصور کردی؟ حالا با تمام وجود بگو:

 شکراً لله‌الکریم... الحمدلله علی ماهدانا... الحمدلله علی ماهدانا..

امامنا الهادی... معشوقنا الهادی...

صلی الله علیک یا امامنا الهادی(ع) یا سیدنا و مولانا

به راستی که خدا با همه‌ نزديكيش‌ دور است‌ و با همه‌ دورى‌اش‌ نزديك‌. كيفيت‌ و چگونگى‌ را پديد كرده‌، بدون‌ اينكه‌ خود كیفيت‌ و چگونگى‌ داشته‌ باشد. مكان‌ را آفريده‌ بدون‌ اينكه‌ خود مكانى‌ داشته‌ باشد. او از چگونگى‌ و مكان‌ بر كنار است‌. يكتاى‌ يكتاست‌، شكوهش‌ بزرگ‌ و نام‌هايش‌ پاكيزه‌ است‌.

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 510)

آجرک الله بقیه الله...

سالروز شهادت رحمه للعالمین حضرت محمد مصطفی و معز المومنین امام حسن مجتبی تسلیت باد


یا ابالقاسم یا رسول الله، یا امام‌الرحمه یا سیدنا و مولانا..

یا ابامحمد یا حسن‌بن علی، ایّها المجتبی یابن رسول الله یا سیدنا و مولانا..

***** 

انس بن مالك گويد:
«يكي از كنيزان امام حسن(ع) شاخه‌ي گلي را به آن حضرت اهدا كرد.
امام(ع) آن گل را گرفت و به او فرمود:
«تو را در راه خدا آزاد كردم.»
من به حضرت گفتم: «اي پسر رسول خدا، آيا به راستي به خاطر اهداي يك شاخه گل ناچيز او را آزاد كرديد؟»
امام فرمود: «كمال الجود بذل الموجود»
“نهايت بخشش آن است كه تمام موجودی (دارایی و هستی) خود را ببخشي”
و آن كنيز از مال دنيا جز آن شاخه‌ي گل را نداشت.
خداوند در قرآنش فرموده:
«وَ إذا حیّيتم بتحيَّه فحيّوا بأحسن منها اَو ردوها»
(سوره نسا؛آيه 86)
“هر گاه كسي به شما تحييت گويد او را همان گونه و بلكه بهتر پاسخ دهيد.”
پاسخ بهترِ بخشش او، همان آزاد كردنش بود.»

مناقب آل ابيطالب، ابن شهر آشوب، ج4، ص18 

آنچه از محرم آموختم 2

 

برای راحت بازشدن صفحه همه اسلایدها رو به ادامه مطلب انتقال دادیم. 

ادامه نوشته

آنچه از محرم آموختم 1

سلام عزیزان و دوستان خوب وبلاگی‌مون.

این دهه محرم هم تموم شد ولی امیدمون اینه که یه چیزایی همیشه ماندگار برامون مونده باشه.

مطلب زیر رو بخونید و بعد بیایید به هم کمک کنیم و به هم بگیم که

از این محرم و این محرم‌ها چیا برامون مونده.

خودتون می‌بینید بیشتر حال و هوای این وبلاگ به مطالب خوب شماست.

پس لطف می‌کنید اگه این دفعه هم دریغ نکنید و گرفته‌ها و تفکراتتون رو بنویسید.
اگه مطلبی به صورت فایل یا پاورپوینت هم دارید به آدرس qafeleyehosn@gmail.com

برامون ارسال کنید تا اینجا بذاریم.
این هفته ما مطلب جدیدی نمیذاریم و رو همین تمرکز می‌کنیم

به این امید که از هر محرم برا یه سال و یه عمرمون توشه بگیریم.

اینکه ترس‌ها و عبرت‌های این ایام چیه؟

با "اختیار" خود این‌وری یا اون‌وری شدن چه مقدماتی داره؟

و مرز "کوفی شدن" و "کربلایی شدن" کجاهاست؟

چیکار کنیم که نام و محبت حسین تو دلمون همیشه ماندگار بشه و خدای حسین همیشه اصل؟

چه تجربه ها و پیشنهاداتی دارین؟ و خلاصه چطور زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت..

لینک دانلود فایل پاورپوینت

ادامه نوشته

آه و واویلا...

بريدبن‌معاويه عجلى گويد: محضر ابى جعفر(ع) بودم،

مردى كه از خراسان آمده بود داخل منزل آن حضرت گرديد

او پاهاى خود را نشان داد كه در اثر پياده رفتن چاك چاك شده بود، گفت: من از خراسان آمدم.

به خدا قسم مرا از خراسان و از راه دور به اينجا نياورده مگر محبت شما اهل بيت.

امام (ع) فرمود: «والله لو اَحبّنا حجر حشره الله معنا و هل الدّين الا الحّب»
به خدا قسم اگر سنگى هم ما را دوست بدارد، خدا آنرا با ما محشور خواهد فرمود

آيا دين جز محبت چيز ديگرى است؟

***

حكم بن عتيبه گويد: در محضر ابوجعفر (ع) بوديم، مجلس پر از جمعيت بود، در اين بين پير مردى عصا به دست وارد شد، و در كنار در ايستاد و ... 

 

ادامه نوشته

یا جوادالائمه

یا جوادالائمه

سلام ای همة دار و ندارم     سلام ای همة صبرو قرارم     سلام ای گل و ای باغ بهارم

سلام ای سحر هر شب تارم     نشسته است گدایت سر راهی    

که با گوشة چشمت بکنی نیم نگاهی     و رهاني ز غمت دل ز تباهي    

و درست است تو شاهی     و در هر دو جهان حسرت ماهي  

ولی کم نشود از کرمت گر بنوازی پر کاهی
بيا پس تو بده بر دل ما صبر بلا را

تویی در دو جهان جود مجسّم     و گدایی کند از درگه تو جود، چو حاتم    

و نگردد ز یَم جود و سخا و کرمت کم     که بر این جان نزارم تو نهی دارو و مرهم
بيا پس تو بزن بر دل ما مُهرِ ولا را 

40 روز تا محرم...

       دلم خواهد به سویت پر گشاید         

                                            فدایت هم سر و هم جان نماید      

       خوش آن روزی که در کوی تو ای دوست  

                                      به مهرت نامه عمرم سر آید...    

دانلود عکس اول در اندازه بزرگتر

دانلود عکس دوم در اندازه بزرگتر

یادش بخیر...

درست سه ماه پیش این موقع.. تلق و تولوق قطار.. چهره های خندان و شاد بچه ها.. سکوت و بی انتهایی کویر.. شوق و اشتیاق برای پرواز به سمت بهشتمون علی بن موسی الرضا(ع)... آخه کی باورش می شد... خدایا متشکریم...

سفر کردم به هر شهری رسیدم                 چو شهر عشق من شهری ندیدم

باسمک الرحمن الرحیم... اعوذ بک من غیرک یا الله... اعوذ بک من الیأس یا الله...

داریم میریم خدمت کریم! چه کریمی؟ ابن الکریم، اب الکریم، اخ الکریم، از تبار اون‌هایی که: سَجییَتُکُمُ الکَرَم، عادتکم الاحسان! اون‌هایی که کرم براشون عادته! احسان براشون عادته، یعنی براش تأمل نمی‌کنند! پس چرا یأس؟ چرا ناامیدی؟ بلکه با تمام امید داریم میریم خدمت امام رضا توی بهشت! بهشت یعنی عشق، آرامی و آرامش، یعنی زیبایی، یعنی راحتی، یعنی سکون!

داریم میریم جایی که همه درها بازه، آسمان بارانی، تا بالای سرت توی آب داری راه میری، پس چرا خیس نشی؟ بخوای نخوای خیس میشی، خیست می‌کنند!

پس نیتت رو خالص کن! بگو دارم میرم خدمت امام رضا دنبال خدا بگردم! البته خدا همه جاست، خدا همه جاست، اما خدمت امام رضا نزدیک‌تره! خدا اون‌جا شفاف‌تره! خدا پیش امام رضا محسوس‌تره! ملموس‌تره! دارم میرم پیش کسی که یخ‌های بین من و خدا رو آب کنه، فاصله‌ها رو برام کم کنه! پس به این نیت دارم میرم: بک یا الله... لک یا الله... علیک یا الله... فیک یا الله... منک یا الله... فی سبیلک یا الله و الی الله ترجع الامور..

وقتی میگی الی الله خودت رو بنداز تو آغوش خدا، بگو باور کن برای تو، فقط برای تو، باور کن فقط برای تو ! فقط دنبال توام خدا! من از امام زمان دنبال توام، از امام رضا دنبال توام، از حسین دنبال توام، از علی دنبال توام، از رسول الله دنبال توام، از موسی، عیسی، ابراهیم دنبال توام، هر جایی که بویی از تو بشنوم، استشمام کنم می‌دوم شاید یه فرجی بشه! «الی الله» یعنی من برای تو میام خدا! من مهمون خودتم! برای خودت دارم میام!

همه جا دنبال تو می‌گردم     که تویی درمان همه دردم

که فقط: تویی درمان همه دردم!

همه جا دنبال تو می‌گردم! همه جا، همه جا! شهر، بیابون، خونه، کار، درس، این کشور، اون کشور! دیگه پیش امام رضا رفتن‌ام که به عرش تو سفر کردنه! آخه داریم میریم تو عرش قدم بزنیم چون رسول الله فرمود: «من زاره زار الله فی عرشه» کسی که علی‌بن‌موسی‌الرضا رو زیارت کنه، خدا رو تو عرش داره زیارت می‌کنه! بهشت چیه؟ داریم میریم عرش، می‌خوایم رو عرش قدم بزنیم! داریم میریم چند روز تو عرش نفس بکشیم! تو عرش بخوابیم! تو عرش بگیم، بخندیم، شوخی کنیم، گریه کنیم... ما داریم میریم دنبال خدا...

یا علی‌بن‌موسی‌الرضا، قربونتون بریم آقا! ای چهره خدا روی زمین! ای نماینده خدا! اون خدایی که داشتم دنبالش می‌گشتم تو نماینده‌اشی نه؟ وای وای من تا خدا فقط یه نماینده فاصله دارم؟ وقتی خدمت شما ام تا خدای با اون عظمت، فقط یه نماینده فاصله پیدا می‌کنم؟ چقدر خدا نزدیک میشه پیش شما!

ای وای خدا، شب و روز بیقرارتم...

در هوایت بیقرارم، بیقرارم روز و شب       سر زکویت برندارم، برندارم  روز و شب

جان روز و جان شب ای جان تو                   انتظارم، انتظارم روز و شب...

سه ماه گذشت...

یا ظاهر

 

 

عکس اول را در اندازه بزرگتر ببینید

عکس دوم را در اندازه بزرگتر ببینید